شلاق زدن مکان های آلوده روش های خانگی روش خانگی

شلاق زدن: مکان های آلوده روش های خانگی روش خانگی شیمیایی استفاده حشرات حرارت اسپری

گت بلاگز اخبار حوادث قتل به خاطر گوشواره ۴۵۰ هزار تومانی!

«من گوشواره‌ها را ٤٥٠‌هزار تومان خریدم. ملیکا آنها را خیلی دوست داشت تا جایی که من اطلاع دارم، خانواده قاتل وضع مالی بدی ندارند ولی شاید از این ظاهر خانواده‌ای

قتل به خاطر گوشواره ۴۵۰ هزار تومانی!

قتل به خاطر گوشواره ۴۵۰ هزار تومانی!

عبارات مهم : جنایت

«من گوشواره ها را ٤٥٠ هزار تومان خریدم. ملیکا آنها را خیلی دوست داشت تا جایی که من اطلاع دارم، خانواده قاتل وضع مالی بدی ندارند ولی شاید از این ظاهر خانواده ای باشند که پول در اختیار فرزند هایشان نمی گذارند. به هر حال اینها جهت من مهم نیست. ملیکا کشته شده است و من از حق فرزندم گذشت نمی کنم.»

روزنامه شهروند نوشت: «سرقت طلا قتل دلخراش دیگری را رقم زد. ملیکای ٨ساله قربانی جنایتی شد که گفته می شود عامل ١٤ساله آن با انگیزه دزدی گوشواره های این دختربچه مرتکب این قتل شده است هست. این قاتل نوجوان سه روز بعد از کشف جسد ملیکا به وسیله پلیس آگاهی شناسایی و دستگیر شد. به گفته مسئولان انتظامی این شهرستان، قاتل بعد از دزدی طلاهای ملیکا او را خفه کرد و جهت این که ردی از این جنایت باقی نماند، او را در منزل ای متروکه دفن کرده هست. هنوز جزییات بیشتری از اعترافات و سایر انگیزه های احتمالی این جنایت به وسیله پلیس خوزستان اعلام نشده است ولی بر اساس اعلام فرمانداری هفتکل، قاتل از اخبار انتشار یافته در اینترنت تأثیر گرفته و بر اساس پرونده های جنایی چند وقت اخیر دست به این جنایت زده است.

قتل به خاطر گوشواره ۴۵۰ هزار تومانی!

دستگیری قاتل ١٤ساله

ماجرای این پرونده جنایی از سه شنبه بعدازظهر با ناپدید شدن مشکوک ملیکا کلید خورد. این دختربچه جهت بازی با دوستانش از منزل خارج شد. خانواده ملیکا با تاریک شدن هوا و بازنگشتن این دختربچه به دنبال او رفتند و همه جا را جست وجو کردند ولی خبری از این دختر ٨ساله نبود. با اعلام فقدانی ملیکا تیم های خاص ای جهت پیدا کردن او در شهرستان هفتکل تشکیل شد. کارآگاهان در نخستین اقدام تجسس های خود را از محل زندگی این دختربچه شروع کردند. جست وجوها جهت مشخص شدن آینده او ادامه داشت تا این که ٤ ساعت بعد ماموران با صحنه دلخراشی مواجه شدند.

حوالی ساعت ١٢ نیمه شب سه شنبه پلیس آگاهی هفتکل جسد بی جان ملیکا را در منزل ای متروک در نزدیکی منزل پدربزرگ این دختربچه کشف کرد. نحوه کشف سریع جسد این دختر هم این گونه بود که پلیس در ادامه تجسس ها به منزل مخروبه در فاصله ١٠٠متری منزل پدربزرگ ملیکا مشکوک شد. با وارد شدن ماموران به داخل این خانه، جست وجوها جهت یافتن ردی از این دختر ادامه یافت تا این که ماموران در یک اتاق ٦ متری دست های دختربچه ای را که از خاک بیرون زده بود، رویت کردند. ماموران بلافاصله با کنار زدن خاک کف اتاق موفق به کشف جسد ملیکا شدند.

«من گوشواره‌ها را ٤٥٠‌هزار تومان خریدم. ملیکا آنها را خیلی دوست داشت تا جایی که من اطلاع دارم، خانواده قاتل وضع مالی بدی ندارند ولی شاید از این ظاهر خانواده‌ای

بازپرس پرونده دستور انتقال جسد ملیکا را به پزشکی قانونی صادر کرد تا علت فوت او مشخص شود. حجت الاسلام مرعشی، دادستان شهرستان هفتکل علت فوت ملیکا را خفگی اعلام کرد. با کشف شدن جسد این دختربچه تحقیقات پلیس وارد فاز جدیدی شد تا این که پنجشنبه شب قاتل ملیکا دستگیر شد. قاتلی ١٤ساله که ٧٢ ساعت بعد از کشف شدن جسد ملیکا، به قتل این دختربچه اعتراف کرد. خبر دستگیری عامل این اتفاق و اعتراف به قتل ملیکا را سردار حیدر عباس زاده، مدیر پلیس فرمانده انتظامی خوزستان اعلام کرد. به گفته عباس زاده، قاتل که نوجوانی ١٤ساله است با انگیزه دزدی طلاهای ملیکا او را به ساختمان نیمه کاره ای برد و بعد از دزدی گوشواره ها او را خفه کرد و جهت از بین بردن آثار این جنایت جسد دختربچه را دفن کرد.

رئیس پلیس فرمانده انتظامی خوزستان با اشاره به اعترافات قاتل ملیکا گفت: «این نوجوان ١٤ ساله به صراحت به قتل این دختربچه اعتراف کرده و انگیزه مهم از این جنایت دزدی گوشواره های این دختربچه بوده هست. در بازرسی از محل زندگی قاتل، گوشواره های این دختربچه کشف شده است است.» در همین حال اسحاق مرادی، فرماندار هفتکل با تأیید خبر دستگیری قاتل ملیکا و اعترافات صریح او مبنی بر قتل این دختربچه به علت دزدی طلاهایش در این باره گفت: «قاتل ملیکای ٨ساله یک پسر نوجوان ۱۴ساله است که به قتل اعتراف و انگیزه خود را تأثیرپذیری از اینترنت عنوان کرده است.»

قتل جهت گوشواره های ٤٥٠ هزار تومانی

قتل به خاطر گوشواره ۴۵۰ هزار تومانی!

حالا دو روز از دفن ملیکا در آرامستان هفتکل می گذرد؛ دختری که چند روزی از کلاس سومی شدنش می گذشت. ملیکا مثل هر روز بعد از بازگشت از مدرسه تکالیفش را انجام داد و جهت بازی با دوستانش به میدان نزدیک منزل پدربزرگش رفت و دیگر بازنگشت. «من همه محل را زیر رو کردم تا شاید ردی از او پیدا کنم ولی ملیکا در تاریکی یک کوچه ناپدید شده است بود و کسی از او خبری نداشت. سراسیمه عنوان را به پلیس اطلاع دادیم تا این که پلیس یک لنگه از دمپایی زرد ملیکا را در نزدیکی منزل مخروبه پیدا کرد…» اینها بخشی از صحبت های مادر ملیکاست. مادری که در غم از دست دادن فرزندش به سوگ نشسته هست. با وجود این، مادر داغدار جهت دقایقی با «شهروند» همکلام شد که در ادامه می خوانید:

از روز اتفاق تعریف کنید.

ملیکا بعد از این که از مدرسه آمد، تکالیفش را انجام داد. چند تمرین ریاضی داشت که حل کرد. من به او املا گفتم. مقداری هم مشق شب داشت که همه را انجام داد. بعد به من گفت که می خواهد با دوستانش بازی کند. ابتدا مخالفت کردم چون هوا تاریک شده است بود ولی هنگامی که اصرار او را دیدم، راضی شدم تا همراه مادرم برود. نزدیک منزل ما چند وسیله بازی واقع شده است است که بعدازظهرها فرزند های محل جهت بازی به آن جا می روند. ملیکا با مادرم به آن جا رفتند. من هم جهت انجام کاری به منزل یکی از همسایه ها رفتم. بعد که به منزل برگشتم، دیدم دمپایی های ملیکا در حیاط نیست.

«من گوشواره‌ها را ٤٥٠‌هزار تومان خریدم. ملیکا آنها را خیلی دوست داشت تا جایی که من اطلاع دارم، خانواده قاتل وضع مالی بدی ندارند ولی شاید از این ظاهر خانواده‌ای

مادر شما همراه ملیکا بود؟

بله ابتدا مادرم با او بود ولی مثل این که بعد از چند دقیقه او به مادرم اصرار می کند که جهت بازی به منزل یکی از دوستانش به نام ریحانه برود. مادرم هم قبول می کند. منزل ریحانه تا منزل پدرم چند منزل زیاد فاصله ندارد. مادرم از دور می بیند که ملیکا به منزل ریحانه رسیده هست. بعد از آن هم او به منزل بازمی گردد.

قتل به خاطر گوشواره ۴۵۰ هزار تومانی!

چه زمانی متوجه غیبت ملیکا شدید؟

ملیکا ساعت ٦ از منزل خارج شد. حدود ساعت ٦:٣٠ بود که من از نیامدن او به منزل دلواپس شدم. ابتدا از مادرم پرس وجو کردم. بعد به منزل ریحانه رفتم، ولی آنها از ملیکا خبر نداشتند.

یعنی ملیکا به منزل ریحانه نرفته بود؟

حدود ١٥دقیقه با ریحانه بازی کرده بود. بعد هم به آنها گفته بود که باید به منزل بازگردد. در واقع ریحانه در فاصله بین منزل دوستش ریحانه و منزل ما ناپدید شده است بود.

چه زمانی عنوان را به پلیس اطلاع دادید؟

من هر جایی که احتمال می دادم ملیکا به آنجا رفته باشد را جست وجو کردم. به همه منزل های اطراف، همسایه ها و دوستان او سر زدم ولی هیچ کس از او خبر نداشت. هنگامی که از پیداکردن او ناامید شدم، با پدر ملیکا تماس گرفتم. احتمال دادم که ملیکا با او باشد ولی او هم از ملیکا خبری نداشت. ما چند سالی است که از هم جدا شدیم و من با پدر و مادرم زندگی می کنم. ملیکا هم پیش من بود. همسر سابقم همراه با برادر هایش خیلی سریع خودش را به منزل پدر من رساند و با پلیس تماس گرفت. تقریبا همه هفتکل تا ساعت ٧شب متوجه گم شدن ملیکا شده است بودند. پلیس خیلی همکاری خوبی داشت. از همان لحظه کارها پلیس جهت پیدا کردن ملیکا شروع شد.

پلیس چگونه به آن منزل مخروبه مشکوک شد؟

یکی از ماموران پلیس در حین گشت زنی یک لنگه از دمپایی ملیکا نزدیک آن منزل پیدا می کند. خیلی از اهالی هفتکل به شهرهای دیگر مهاجرت کرده اند و آخر هفته ها به این جا می آیند. به همین علت در منطقه ای که ما زندگی می کنیم، منزل خالی زیاد هست. البته منزل ای که ملیکا در آن دفن شده است بود، چند سالی بود که سکنه ای نداشت و به حالت مخروبه درآمده بود.

قاتل را می شناسید؟

هنوز پلیس رسما به من چیزی را اعلام نکرده هست. ما هم از طریق سایت ها و اخبار عنوان را متوجه شدیم. کسی هم که گفته ملیکا را به قتل رسانده در محل ما زندگی می کند. چندباری او را دیده بودم که برادر و خواهرهای کوچکترش را جهت بازی به همان میدان نزدیک منزل پدر من آورده بود.

آن طور که پلیس اعلام کرده، انگیزه او از این جنایت، دزدی طلاهای ملیکا بوده هست. شما این عنوان را تأیید می کنید؟

بله من آن گوشواره ها را ابتدای سال جاری جهت تولد ملیکا خریدم. ملیکا متولد فروردین سال ٨٨ بود. من و همسر سابقم بعد از ٣ سال فرزند دار شدیم و همین یک فرزند را هم داشتیم. من گوشواره ها را ٤٥٠ هزار تومان خریدم. ملیکا آنها را خیلی دوست داشت تا جایی که من اطلاع دارم، خانواده قاتل وضع مالی بدی ندارند ولی شاید از این ظاهر خانواده ای باشند که پول در اختیار فرزند هایشان نمی گذارند. به هر حال اینها جهت من مهم نیست. ملیکا کشته شده است و من از حق فرزندم گذشت نمی کنم. من جهت بزرگ کردن او خیلی زحمت کشیدم. او دختر باهوشی بود. آرزو داشتم تا موفقیت های او را ببینم.»

واژه های کلیدی: جنایت | زندگی | انگیزه | گوشواره | اخبار حوادث

نویسنده : blogzz